تبلیغات
صبح بیدار

رویای رسیدن

در اندیشه‌ام جنگل پر رمز و رازی‌ است که نمیدانم به کجا منتهی‌ میشود .

درختان سر به فلک کشیده و در هم ....  جلوی دید را محصور می‌کند

و صدای رود‌ی گوش را نوازش میدهد

و من در پی‌ دیدن رود قدم به جنگل میگذارم ،

با اینکه نمیدانم آیا آن رودِ خروشان را میتوانم بیابم ...

هر گام را استوارتر بر میدارم

و نور خورشید از لابلای درختان گونه‌ام را نوازش می‌کند

و به سوئ خود می‌کشاند

 نمیدانم در نیمه راه قربانی خواهم شد

یا اینکه به رود میرسم ...

و آن را لمس می‌کنم ، ...

 حس می‌کنم...  

و در آن آبتنی می‌کنم

۱۳۷۰




طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
[ چهارشنبه 18 خرداد 1390 ] [ ساعت 12 و 06 دقیقه و 56 ثانیه ] [ فرح فیلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری با ذکر "نام نویسنده و نام وبلاگ" بلامانع است
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :