تبلیغات
صبح بیدار

باران من

زمانیکه قطره‌های تند باران سرا پای وجودم را خیس می‌کند و شلاق باران شوک نوش آفرینی را در وجودم می‌ریزد

به یاد تشنه ایی در بیابان میفتم که هیچگاه از آب سیراب نمیشود . روح من از روح تو هیچگاه سیر نخواهد شد

و من کویرم و تو بارانی هستی‌ که در کویر می‌بارد

و این کویر خشک فقط به یاد رویای باران ، خورشید سوزان را تحمّل می‌کند

و گهگاه خواب میبینم که در زیر شلاق باران قدم میزنم

و از خنکای نسیم آن روحم شاداب میشود

و صدای نوازشگر آن تسلای قلبم میشود

و نوازش آن دستکش اوهامات شبانه ام

چه زیباست دیدن باران

چه زیباست قدم زدن  در زیر باران

و چه دل‌ انگیز است بوییدن خاک باران خورده ...

ای باران رحمت قطره‌ای بر من فرود اآی

و لذت باران را از روح من دریغ مکن‌

 




طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
[ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 ] [ ساعت 11 و 04 دقیقه و 22 ثانیه ] [ فرح فیلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری با ذکر "نام نویسنده و نام وبلاگ" بلامانع است
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :