تبلیغات
صبح بیدار

 

منتظر شنیدن صدای مادر

من از  رهگذر پائیز پرسیدم،

من از رهگذر زمستان سراغت را گرفتم

نمیدا نم بهار من کی از راه می‌رسد و نمیدا نم چرا زمستان تمام نمی‌شود

چرا چشمه جوشان نمی‌شود

شاید هنوز زمین میخواهد بخوابد و شاید درخت منتظر شنیدن صدای مادر است

مامان چرا صدایم نمیزنی

من هنوز جستجوگر بهار عشقم و دلم از پائیز گرفته و دیدن باران پشت پنجره خسته‌ام کرده

بیا ..... بیا که بهار من با تو آغاز میشود و مرا صدا کن .... چون به امید دیدارت هستم

بیا دوباره با من پیوند بخور و دوباره به من شادی بده و

عشق با تو بودن را برایم به ارمغان بیاور و بگذار تو دلیل راهم باشی‌

۱۳ اکتبر ۱۹۹۸


 




طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
[ جمعه 12 فروردین 1390 ] [ ساعت 11 و 21 دقیقه و 40 ثانیه ] [ فرح فیلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری با ذکر "نام نویسنده و نام وبلاگ" بلامانع است
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :