تبلیغات
صبح بیدار

من دارم از دست تو دق می‌کنم

تو میگی‌

تو داری از  دست من دق میکنی‌

من شب و روزم تو  قصّه‌ها سیر می‌کنم

من لباسِ عشقمو از تنم در میارم

اونو  توی قصّه‌ها بر تن   شیرین می‌کنم

میدونی‌ ....

میاد اون روزی که ما از هم دیگه جدا میشیم

تو الان داری میگی‌  .............. 

که از دستم داری دق میکنی‌

ولی‌ میدونی‌  .............................. 

میاد اون روزی که از نبودنم دق میکنی‌ 

 میری توی کوچه‌ها از غصه‌هایت دق میکنی‌

۰۲ نوامبر




طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ ساعت 11 و 21 دقیقه و 11 ثانیه ] [ فرح فیلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری با ذکر "نام نویسنده و نام وبلاگ" بلامانع است
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :