تبلیغات
صبح بیدار

گوشه نشینی را دوست دارم

گوشه اییی دنج برای آرمیدن و اندیشیدن

ببار ....  ای باران رحمت و شستشویم د ه

از پشت شیشیه به بیرون نگاه می‌کنم

و دانه‌های باران که تند و آرام به شیشه میخورد ...

در جانم لذتی وصف ناپذیر می‌ریزد

ولی‌ فعلا از قدم زدن در زیر باران محروم هستم

محروم از اینکه قطره‌های باران گونه‌هایم را نوازش کند

فرو میریزم ...

و دوباره فرو میریزم

همچون قطره اشکی از چشم یتیمی

و سور میخورم روی گونه طفلی معصوم

و نوازشگر در یک مسیر به پایین می‌آیم

ولی نمیدانم در انتها به کجا خواهم رسید

و نمیدانم کدامین در را به صدا در خواهم آورد

و با چه چهره ای روبرو خواهم شد

اگر لبخندی ببینم

لحظه ای در آن درنگ خواهم کرد

و میگویم شاید لبخندی از صمیم قلب باشد

و شاید قلبی پیدا کرده‌ام که میتوانم

در آنجا دوباره ماوا  بگیرم

و همان جا .... جان بسپارم و مدفون شوم

ولی‌ وای بر روزی که ...

آن لبخند ....  آلوده به زهر و ریا باشد

دیگر آن اشک یتیم نخواهم بود

بلکه ....

همچون شرارت یک دختر بچه

همه جا را خواهم سوزاند

و انتقام آن خندهِ زهر آلوده

و به تمسخر و ریا را خواهم گرفت

و در بهاران پا به تمام دشتها خواهم گذاشت

و از هر جا گلی‌ خواهم چید

و سخت آن  را پر پر خواهم کرد

و به زیر پا لگد مالش می‌کنم

تا دوباره سوز .. نهانی‌ام آسوده گیرد

و شاید دوباره مثل یک قطره بخار پشت پنجره فرود آیم

و دوباره بخار شوم

ولی‌ هیچگاه از پای نخواهم نشست

روح سرکشم

نمی‌داند آیا پشت پا به تمام مهربانی‌ها بزند یا

باز هم آرام مسیر خودش را طی‌ کند

گاهی میگویم

تا ببینم تقدیر چه میخواهد ...

اما نه ...

تقدیر خود من هستم

و این من هستم که باید بخواهم ،،،،،

چگونه گام بردارم

به کجا بروم

با چه کسی‌ همگام باشم

می‌دانم روزیکه زیاد هم دور نیست

دوباره من ... من خواهم شد ...

میخواهم دوباره من ... من باشم

بگذرم ...

دوست بدارم ...

ایثار کنم ....

شاد باشم ...

برقصم ....

ببخشم ...

و خالص باشم

و به همه بگویم

باید همیشه گذشت

گذشت از همه چیز

و دوباره در مورد همگان و حتا

روزگار ب‌د چرخ بگویم

این نیز بگذارد ...

همانگونه که تا به حال گذشته

آری بزودی

با رقصی آرام

به آسمان پرواز خواهم کرد

و دوباره جدایی‌ها را به دور خواهم ریخت

و شب ها

آرام ، آرام ...

به رویا خواهم رفت

و دوباره

قلم به دست خواهم گرفت

و اینبار بی‌ پروا خواهم نوشت

از هر آنچه که دلم میخواهد

حتی  از بوسه شبنم به برگ گًل

و حتی از نزدیکی‌ آسمان و زمین

و دوباره میگویم

شب‌ها برایم لذت بخش است

و دوباره آرامش به من بازگشته

و دوباره دوست دارم تا سپیده دم بیدار باشم

و بیندیشم

و باز هم صادقانه خواهم نوشت

از تمامی‌ وجودم ...

از هستی‌‌ام که چگونه از دست دادم

و چگونه دوباره متولد شدم

و بگویم

چگونه گرمای وجودم به سردی گراییده بود

و چگونه دوباره گرم شدم

و از سوختن‌ها بگویم

و بگویم از شعله‌های سرکشم

که حالا چگونه میتواند گرما بخش باشد

و بگویم دیگر نمیسوزانم

و فقط گرمای لذت بخش خواهم بود ... 

برای یک دل‌ و بگویم چگونه میتوانم هدفی‌ باشم برای هدف

و آهسته گام برمی‌دارم

تا به لب ساحل تشنه برسم

و به شنهای تبدارش  بوسه زنم

و آرام آرام

به پیش خواهم رفت

و دوباره تن‌ خسته‌ام را به روح دریا بسپارم،...

دریائی که نمیدانم مرا به کام خویش خواهد فرو برد

و یا دوباره مرا به ساحل پس خواهد داد

۲۴ اسفند هفتاد و یک

گوشه نشینی را دوست دارم

گوشه اییی دنج برای آرمیدن و اندیشیدن

ببار ....  ای باران رحمت و شستشویم د ه

از پشت شیشیه به بیرون نگاه می‌کنم

و دانه‌های باران که تند و آرام به شیشه میخورد ...

در جانم لذتی وصف ناپذیر می‌ریزد

ولی‌ فعلا از قدم زدن در زیر باران محروم هستم

محروم از اینکه قطره‌های باران گونه‌هایم را نوازش کند

فرو میریزم ...

و دوباره فرو میریزم

همچون قطره اشکی از چشم یتیمی

و سور میخورم روی گونه طفلی معصوم

و نوازشگر در یک مسیر به پایین می‌آیم

ولی نمیدانم در انتها به کجا خواهم رسید

و نمیدانم کدامین در را به صدا در خواهم آورد

و با چه چهره ای روبرو خواهم شد

اگر لبخندی ببینم

لحظه ای در آن درنگ خواهم کرد

و میگویم شاید لبخندی از صمیم قلب باشد

و شاید قلبی پیدا کرده‌ام که میتوانم

در آنجا دوباره ماوا  بگیرم

و همان جا .... جان بسپارم و مدفون شوم

ولی‌ وای بر روزی که ...

آن لبخند ....  آلوده به زهر و ریا باشد

دیگر آن اشک یتیم نخواهم بود

بلکه ....

همچون شرارت یک دختر بچه

همه جا را خواهم سوزاند

و انتقام آن خندهِ زهر آلوده

و به تمسخر و ریا را خواهم گرفت

و در بهاران پا به تمام دشتها خواهم گذاشت

و از هر جا گلی‌ خواهم چید

و سخت آن  را پر پر خواهم کرد

و به زیر پا لگد مالش می‌کنم

تا دوباره سوز .. نهانی‌ام آسوده گیرد

و شاید دوباره مثل یک قطره بخار پشت پنجره فرود آیم

و دوباره بخار شوم

ولی‌ هیچگاه از پای نخواهم نشست

روح سرکشم

نمی‌داند آیا پشت پا به تمام مهربانی‌ها بزند یا

باز هم آرام مسیر خودش را طی‌ کند

گاهی میگویم

تا ببینم تقدیر چه میخواهد ...

اما نه ...

تقدیر خود من هستم

و این من هستم که باید بخواهم ،،،،،

چگونه گام بردارم

به کجا بروم

با چه کسی‌ همگام باشم

می‌دانم روزیکه زیاد هم دور نیست

دوباره من ... من خواهم شد ...

میخواهم دوباره من ... من باشم

بگذرم ...

دوست بدارم ...

ایثار کنم ....

شاد باشم ...

برقصم ....

ببخشم ...

و خالص باشم

و به همه بگویم

باید همیشه گذشت

گذشت از همه چیز

و دوباره در مورد همگان و حتا

روزگار ب‌د چرخ بگویم

این نیز بگذارد ...

همانگونه که تا به حال گذشته

آری بزودی

با رقصی آرام

به آسمان پرواز خواهم کرد

و دوباره جدایی‌ها را به دور خواهم ریخت

و شب ها

آرام ، آرام ...

به رویا خواهم رفت

و دوباره

قلم به دست خواهم گرفت

و اینبار بی‌ پروا خواهم نوشت

از هر آنچه که دلم میخواهد

حتی  از بوسه شبنم به برگ گًل

و حتی از نزدیکی‌ آسمان و زمین

و دوباره میگویم

شب‌ها برایم لذت بخش است

و دوباره آرامش به من بازگشته

و دوباره دوست دارم تا سپیده دم بیدار باشم

و بیندیشم

و باز هم صادقانه خواهم نوشت

از تمامی‌ وجودم ...

از هستی‌‌ام که چگونه از دست دادم

و چگونه دوباره متولد شدم

و بگویم

چگونه گرمای وجودم به سردی گراییده بود

و چگونه دوباره گرم شدم

و از سوختن‌ها بگویم

و بگویم از شعله‌های سرکشم

که حالا چگونه میتواند گرما بخش باشد

و بگویم دیگر نمیسوزانم

و فقط گرمای لذت بخش خواهم بود ... 

برای یک دل‌ و بگویم چگونه میتوانم هدفی‌ باشم برای هدف

و آهسته گام برمی‌دارم

تا به لب ساحل تشنه برسم

و به شنهای تبدارش  بوسه زنم

و آرام آرام

به پیش خواهم رفت

و دوباره تن‌ خسته‌ام را به روح دریا بسپارم،...

دریائی که نمیدانم مرا به کام خویش خواهد فرو برد

و یا دوباره مرا به ساحل پس خواهد داد

۲۴ اسفند هفتاد و یک




طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
[ جمعه 31 تیر 1390 ] [ ساعت 10 و 35 دقیقه و 09 ثانیه ] [ فرح فیلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری با ذکر "نام نویسنده و نام وبلاگ" بلامانع است
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :