تبلیغات
صبح بیدار

 

خوشحالم چون دوباره احساس می‌کنم خونی در رگهایم جاری شده

و دوباره متولد شده‌ام و میخواهم زندگی‌ را از سرّ بگیرم

و فقط به خاطر تو

دوباره نوشتن را آغاز کرده ام

و هر چه هست

فقط برای تو مینویسم

ناه  خواسته گًل عشقت چون پیچکی خودرو تمام وجودم را گرفته

و با این احساس دوباره چشم گشوده‌ام و آبی آسمان

و جوانه‌های تازه را میبینم

و میتوان نفس کشید

و امید داشت و قلم به دست گرفت

و از نوشتن لذت برد

و زمانی‌ که میتوانیم کلمات را به روی کاغذ بیا ورم

جای امیدواری هست

که میتوانم روح خسته‌ام را به روی کاغذ بیا ورم

و مدتی‌ طعم آرامش را بچشم

میدانی دلم میخوهد روزی هزار‌ها بار بگویم

دوستت دارم

ولی‌ تمام فریاد‌ها در سینه‌ام می‌پیچد

و مهر سکوت بر لب دارم

ولی‌ میتوانی از چشمانم بخونی

چقدر صمیمانه

دوستت دارم

آنقدر دوستت دارم که

جسورانه میتوانم

به همگان بگویم .......

امیدی در دل‌ دارم

عشقی‌ وجودم را روشنی بخشیده

ولی‌ تو مهر سکوت بر لبانم زده ایی




طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
[ پنجشنبه 23 تیر 1390 ] [ ساعت 12 و 46 دقیقه و 48 ثانیه ] [ فرح فیلی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

هرگونه کپی برداری با ذکر "نام نویسنده و نام وبلاگ" بلامانع است
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :