تبلیغات |
صبح بیدار |
پروفسور منوچهر جعفریان، متخصص و پژوهشگر برجسته علوم تغذیه بعد از 45 سال دوری، به وطن بازگشته و حاصل یافتههای علمی و آزمایشگاهی این محقق که نتیجه 25 سال تلاش مستمر اوست با خود آورده.
یافتههایی که در ظاهر آنقدر سادهاند که عمل کردن به آنها شوخی به نظر میرسد.
او میگوید تغذیه صحیح عامل اصلی سلامت و عادت غذایی غلط که در میان ایرانیان تبدیل به یک فرهنگ شده علت اصلی بیماریهاست.
دنیا رژیمهای لاغری را مردود میداند. غذاها ربطی به چاقی یا لاغری ندارد. تئوری«کم بخور لاغر شوی» هنوز در ایران رایج است اما این تئوری در دنیا رد شده. سوءتغذیه انسان را چاق میکند. در اثر سوءتغذیهای که ما در ایران داریم، هورمونهایی در بدن ترشح میشود و این هورمونها باعث چاقی یا لاغری میشوند. امروزه آن رژیمهای غذایی که دیگر در اروپا و در دنیا هم رد شده سبب کوتاهی عمر، ریزش مو و سلب سلامتی میشود؛ زیرا بدن افراد در اثر این رژیمها چربیهای باوفا را از دست میدهند و این چربیها دو ماه بعد با عنوان «یویو افکت» برمیگردند.
»برای سلامتیتان بخندید؛ ببخشید؛ فراموش کنید دکتر جعفریان میگوید: «خندیدن، بخشیدن، فراموش کردن سه عامل مهم برای سلامت روح و روان است.
باید بیشتر از میوهجات و سبزیجات استفاده کنیم و از گوشت فاصله بگیریم. گوشت در تغذیه جهانی روز به روز بیشتر محکوم میشود. تمام دنیا به گیاهخواری برگشته است.
در کشورهای ژاپن، سوییس و آمریکا رویکرد غذایی به سمت گیاهخواری پیش میرود.
ما دو نوع تغذیه داریم: تغذیه جسم، تغذیه روح. تغذیه جسم نیاز به همان پنج ماده غذایی شامل پروتئینها، کربوهیدراتها، چربیها، ویتامینها و املاح است. تغذیه روح هم وابسته به پنج فاکتور است که شامل هدفدار بودن، اعتماد داشتن به دیگر انسانها، اعتقاد، عشق و اراده است.
جالب است بدانید طبق یافتههای معتبر پروفسور، فقدان هریک از این پنج عامل روحی جذب غذا را در جسم دچار مخاطره کرده و موجب سوءتغذیه و بیماری میشود.
دکتر جعفریان بهسبک غلط طبخ در ایران اشاره کرده و میگوید:
«این طبخ غلط باعث شده سبوس و پوسته ارزشمند گندم یا برنج در ایران دور ریخته شود. با دور ریختن پوسته گندم و برنج با دست خود این پل را خراب میکنیم. اگر آب برنج آبکشیشده را به آزمایشگاه بفرستید، میبینید که سرشار از ویتامین ب1 است.
تمام املاح و نیاز بدن در پوست گندم است که این پوست جداسازی شده و در اختیار مرغهای خوشبخت قرار داده میشود. آرد سفید زندگی را کوتاه میکند. ما در فرآیند آزمایشی در آزمایشگاه دو دسته موش را انتخاب کردیم. به یک دسته آرد سفید دادیم. همه موشها بعد از دو هفته مردند. اما به موشهای دسته دوم در سالن دیگر گندم با سبوس داده شد بعد از دو هفته مشاهده کردیم همه میجهیدند. اینجا ثابت میشود که آرد سفید کشنده است. در کشور سوییس سبوس گندم یا برنج در بستههای کوچک به قیمت یک فرانک فروخته میشود. در ایران مشاهده کردم که سبوسها در کیسههای بزرگ مقابل نانوایی قرار دارد. با خود گفتم چه نانوای ثروتمندی... از او پرسیدم چند گرمی از این سبوسها به من میدهید گفت: همه را بردارید. گفتم چه خوب من دیگر نمیروم سوییس. نانوا گفت: این کیسه را اینجا گذاشتیم که در زمستان از آن استفاده کنیم. زمستان خانمها به خاطر لغزندگی زمین میخورند. ما این سبوسها را کف زمین میپاشیم تا مردم زمین نخورند...
»سبوس بدنمان را چربیزدایی میکند او تاکید میکند: «اگر مردم بدانند سبوس در زندگی روزمره چه خاصیتی دارد هرگز این برخورد را با این ماده حیاتی نخواهند داشت.
سبوس چربیهای اضافی را همراه صفرا میگیرد. و از سیستم گوارش جدا میکند. صفرا را به جای اول خود بازمیگرداند و چربی را دفع میکند. سبوس بخورید و بعد از سه هفته به آزمایشگاه بروید. خواهید دید که کلسترول شما چقدر پایین آمده است.سبوس را از نانواییها تهیه کنید و هر صبح در یک لیوان شیر حل کرده مصرف کنید. بهترین سبوس در پوست سیب است که سرشار از پکتین است و اجازه نمیدهد علاوه بر چربی املاح خطرناک مثل سرب و جیوه در بدن باقی بماند.
»«سه» عاملی که عمر را کوتاه میکند: به گفته پروفسور اثبات شده که چاقی، بیخوابی، و ناامیدی سه عاملی هستند که عمر را کوتاه میکنند.
او در پایان تاکید میکند: «اگر میخواهید 120 سال عمر کنید و سالم بمانید، شبها غذای پختنی نخورید.
پنج عضو بدن هرگز نمیخوابند: مغز، قلب، ریه، کبد، کلیهها.
یک ماه از سال روزها روزه میگیرید. یازده ماه از سال را هم شبها روزه بگیرید و تاثیر آن را در سلامتی ببینید.سعی کنید ساعت شش عصر به بعد چیزی نخورید. عصرانه بخورید. وعده غذایی سنگین برای شام باعث میشود قلب با فشار بیشتری خون را پمپاژ کند و اعضایی که در طول شب باید استراحت کنند مجبور به کار باشند. من رفتم و توی غربت گم شدم
من رفتم و توی غربت پیر شدم من تو غربت پیر شدم گفتم خوب دیگه حالا میرم فکر کردم که دیگه دفتر تو تویِ دلم بسته شده وقتی اومدم به دیدنت تو بازم گفتی برو آنوقت میگی که عاشقی نه ..... نمیگی ، چشات میگه یه روزی گفتم به دل آی بابا دیوونه نشو یا حداقل اسیر این دیوونه نشو بعدش رفتم و ...... دور شدم گفتم خوب دیگه تموم شدش تازه دیدم نه بابا ...... اولشه دلِ من مثلِ دلِ یه بچه بونه میگیره گریه میکنه داغ دل و با اشگ چشم خاموش میکنه میدونی وقتی باهات حرف میزنم کلی دلم سبک میشه بعد تو به بیراهه میری من تو دلم نازمیکنم دفتر خاطراتمو میبندم و پشت میکنم میدونی چی باعث تعجبه ! دفتر خیلیها رو بستم و ... پشت کردم و .... رفتم ولی ، .... وقتی به دفتر تو میرسم با اشگ چشم دفترخاطراتمو باز میکنم یکی یکی خاطراتمو از جلوی چشمام رد میکنم بازم بهت فکر میکنم میدونی هنوز بازم دستم داری ولی هنوز باز میگی ......... میگی برو منم میگم ......... یادت نره اگر من برم .... دیگه میرم میرم و برنمیگردم ....... به این خونه توام اگر میگی برو ......... میدونم برای دلم خودم میگی و اگر میگی میام برای دلم من میگی میام منم میگم اگر میشه زودتر برو یا اگر میخواهی بیایِ زودتر بیا ، تنهام نذار میدونی ، من اینجا فقط یه پنجره دارم که به یاد تو بهش نیگا میکنم ? راستی میشه بگی تو آن جا چه خبره طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم، ![]() لباس شادی بر تن خسته کردم
و با لبخند از کنار جاده زندگی گذر کردم خدا یا من چه کردم * میخواستم از لطافت ابریشم برایت شعری بگویم که در خور احساس پاک درونی ات باشد * میخواستم از گًل یاس بستری برایت بسازم که عطر آن مستت کند * میخواستم دست اعجاز گری داشته باشم تا غبار تمام غمها را از دلت بزدایم * میخواستم برایت هدیهِ ی داشته باشم گرانبها و به بزرگی عشق خدا * میخواستم فردایی بهتر از دیروز برایت داشته باشم * میخواستم قلبی به بزرگی قلب خودت برایت داشته باشم * میخواستم شراب ناب کلام شیرین برایت داشته باشم * میخواستم خندهِ ی از تهِ دلم برایت داشته باشم * میخواستم صبحِ بدون غصه برایت داشته باشم * میخواستم سلامی با سلامتی برایت داشته باشم * میخواستم خواب عمیقِ شیرین طفلی برایت داشته باشم * میخواستم نوایی در بی نوایی ها ایت باشم * میخواستم پناهی برایِ غصه ی ِ بی پناهت باشم * میخواستم دوایی برای دل سوخته ت باشم طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم، صبح غریبیست از جنس غربت آفتابی دیده نمیشود ولی طعم بهار را دارد چمنهای خیسِ باغچه تنشان را با شبنم شستشو دادهاند گلدان پشت پنجره هوس پرواز را دارد خانه بوی خانه تکانی را میدهد خانه بوی هفت سین را میدهد خانه بوی نان داغ را میدهد خانه بوی مادر را میدهد آری بوی مادر به مشام میرسد خانه بویِ قدیمها را میدهد و همه چیز طعم شیرین خروس قندی را میدهد و هوس در یک کاسه ی آش داغ لانه کرده و نوروز در راه است و بوی رسیدن بهار در بهارستان جان چای گرفته و وجودم را به دست سپیدار کوهها سپرده بهار فرصتی هست برای تولدی دیگر و من میخواهم هر سال این حس خوب را با تو تقسیم کنم و ای کاش همیشه من اولین میهمان تو بودم طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم، سلام بهار من با تو متولد شدم من با تو رشد کردم من با تو به گًل نشستم من با تو عا شق شدم من با تو برای تو همراه شدم من راز روییدن را از تو آموختم من با بو ی خوش تو بیدار میشوم من در آغوش مهر تو میآرامم من به لطف تو زندهام طبقه بندی: دفتر خاطرات خودم،
طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من، جامعه: گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست. زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من، زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. خیلی خود را جدی نگیرید. انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد. زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید... هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند. بیشتر بخندید و لبخند بزنید. مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من،
طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من، حقیقت بی هیچ پوششی كاملا عریان و آشكار در كنار ماست آن قدر نزدیك كه حتی كلمه نزدیك هم نمی تواند واژه درستی باشد! چرا كه حتی در نزدیكی هم نوعی فاصله وجود دارد! ما برای دیدن حقیقت تنها به قلبی حساس و چشمانی تیزبین نیاز داریم. تمامی كوشش مولانا در حكایت های رنگارنگ مثنوی اعطای چنین چشم و چنین قلبی به ماست او می گوید: معجزات همواره در كنار شما هستند و در هر لحظه از زندگی تان رخ می دهند فقط كافی است نگاه شان كنید او گوید: به چیزی اضافه تر از دیدن نیازی نیست! لازم نیست تا به جایی بروید! برای عارف شدن و برای دست یابی به حقیقت نیازی نیست كاری بكنید! بلكه در هر نقطه از زمین، و هر جایی كه هستید به همین اندازه كه با چشمانی كاملا باز شاهد زندگی و بازی های رنگارنگ آن باشید، كافی است! این موضوع در ارتباط با گوش دادن هم صدق میكند! تمامی راز مراقبه در همین دو نكته خلاصه شده است "شاهد بودن و گوش دادن" اگر بتوانیم چگونه دیدن و چگونه شنیدن را بیاموزیم عمیق ترین راز مراقبه را فرا گرفته ایم طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من،
طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من، شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. نرمش کن. بدو. کم غذا بخور. ... زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن. هرچندوقت یک بار نقاشی بکش. در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن. سفید بپوش. آب نبات چوبی لیس بزن. بستنی قیفی بخور . به کوچکتر ها سلام کن. شعر بخوان . نامه ی کوتاه بنویس. زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش. به دوست های قدیمیت تلفن بزن. شمال برو . شنا کن. هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن. خواب ببین . شعر بخوان . بدو . چای بخور و برای دیگران چای دم کن. جورابهای رنگی بپوش مادرت رو بغل کن . مادرت رو ببوس . مادرت رو بو کن. به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن. دنبال بازی کن. اگرنشد وسطی بازی کن . به برگ درخت ها دقت کن به بال پروانه ها دقت کن. قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین. از خواب های بد بپر و آب بخور. بسم الله الرحمن الرحیم بگو . به باغ وحش برو . چرخ و فلک سوار شو . پشمک بخور. کوه برو . هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده. خواب هات رو تعریف نکن . خواب هات رو بنویس. یک تسبیح گلی سی و سه دانه ای داشته باش. بخند. چشم هات رو روی هم بگذار . شعر بخون . سپیدبپوش. شیرینی بخر . با بچه ها توپ بازی کن . برای خودت برنامه بریز. قبل از خواب موهات رو شانه کن. به سر خودت دستی بکش. خودت رو دوست داشته باش برای خودت دعا کن!
برای خودت دعا کن که آرام باشی. وقتی توفان می آید تو همچنان آرام باشی تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد. برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.
برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری. برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشیدبنشینی و چای آسمانی بنوشی. برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛ چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است. ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی. برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخر راهی را که باید بروی خیلی طولانی است. خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛
پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیر است.
برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدنه به سراغ آدم بیاید، خیلی دردناک است. هیچ وقت خودت را به مردن نزن. برای خودت دعا کن که زنده بمانی . زنده ماندن چند راه حل ساده دارد! برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از چیزی که نیاز داری بخوابی. باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد. بیداری هایی آمیخته با روشنایی ، صدا ، نور ، حرکت. تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی.همیشه سهمت را بخواه. و بیشتر از آن چه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران هم سهمشان را بگیرند. برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات را آلوده کند. برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد. هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها
بخواه قلبت را معاینه کنند . دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!! اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره وبه آسمان نگاه کنی . آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛ آن وقت صدایش کن؛ به نام صدایش کن؛ او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟! تو صریح و ساده و رک بگو. هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند. شادمان باش او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی . از او کمک بگیر. از او بخواه به تو نفس پشمک ، چرخ و فلک ، قدم زدن ، کوه ، سنگ ، دریا ، شعر ، درخت ، تاب ، بستنی ، سجاده ، اشک، حوض، شنا ،راه ، توپ ، دوچرخه ، دست ، آلبالو ، لبخند ، دویدن و عشق بدهد. آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده. که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!! دیگران را فراموش نکن ! ... با عشق... لطفاً خودتو به مردن نزن!! طبقه بندی: سخنان دوست داشتنی من، |
|
|
| [ طراحی : پیچک ] [ Weblog Themes By : pichak ] | |||